تجربه های مهاجرت به استرالیا
شرایطی که بر بازار ارز ایران حاکم شده است اگرچه به نوعی به نفع کسانی است که درآمد دلاری دارند لیکن واقعا ناراحت کننده است. خصوصا وقتی به کسانی فکر می کنید که تازه ویزای استرالیا را گرفته اند و مجبورند با این نرخ تبدیل کنند. محدودیت ها بالطبع اذیت کننده هستند.
هدف از این مقدمه معرفی یک صرافی آنلاین بنام MoneyMex است که جدیدا راه اندازی شده و قبلا امیر به آن اشاره ای داشته است. این سرویس توسط آقای مجید اصلی راه اندازی شده و با توجه به رویکردی که در کارشان دارند اعتماد مشتریان خودبخود جلب می شود. ایشان مدارک ثبت شرکت در استرالیا و گواهی عدم سو پیشینه از پلیس استرالیا رو تو وب سایت قرار داده اند، عکس خودشون هم هست. کلا پیغامی که این به من می ده اینه که ایشان به کاری که انجام داده اند اطمینان دارند و شاید افتخار می کنند. بالطبع سرویسی که ایشان با این کیفیت ارائه می کنند اگر ادامه پیدا کند مایه افتخار هم خواهد بود. من یک بار از سرویس ایشان استفاده کردم و کار بسیار سریع انجام گرفت. رویه ها بسیار علمی و شسته و رفته تعریف شده و در وب سایت قرار داده شده اند.
یک سرویس جالب دیگر که ایشان راه اندازی کرده اند بازار ارز است که مثل بازار بورس خریدار ها و فروشنده ها می توانند تقاضای خرید یا فروش خود را آنجا قرار دهند. این کار در عین حال که قیمت ها را واقعی کرده و بر اساس عرضه و تقاضا قرار می دهد ریسک خود صرافی را هم کم می کند. در نتیجه شما می توانید مطمئن باشید که صرافی با یک تغییر ناگهانی در نرخ ارز ورشکست نخواهد شد.
توجه داشته باشید که اینها نظر شخصی من و بر اساس تجربه ای که به عنوان مشتری داشته ام می باشد. لطفا قبل از انجام هر معامله ای بررسی های دقیق خودتان را انجام دهید تا من شرمنده شما نشوم.
لطفا در صورتی که تمایل به حضور در این جلسه را دارید از این لینک زیر اعلام حضور نمایید.
برای همایش آتی که روز سه شنبه 17 ژانویه از ساعت 5:30 تا 8:30 عصر برگزار می گردد، (برای جزییات بیشتر اینجا را کلیک کنید) موضوع شروع کسب و کار یا تاسیس شرکت در استرالیا و مسایل مالی، قانونی و مالیاتی آن مورد بحث قرار خواهد گرفت. سخنران این جلسه آقای هادی رضادوست هستند که دارای فوق لیسانس حسابداری و سالها تجربه در امور حسابداری و مالیاتی دارند و افراد زیادی برای شروع کسب و کار در استرالیا تا کنون از کمک های تخصصی ایشان بهرده برده اند.
بعد از سالها انتظار يك سوپرماركت ايراني به اسم نياوران در منطقه هورنزبي افتتاح شد. (این هم صفحه فیس بوکش) اينجا يك سوپرماركت افغاني داشتيم كه خيلي نامرتب بود و خيلي رغبت نمي كرديم از اونجا خريد كنيم. معمولا اگه آخر هفته اي گذرمون به قصابي سمت هريس پارك يا بلكام هيلز مي افتاد از سوپر افغاني نزديك قصابي خريد مي كرديم كه اتفاقا هر دو اونها هم مديريتش يكيه. هم تميز و مرتب و هم خوش برخورد هستش . همچين با شوخي و خنده آدم رو راه مي اندازه و با پیشنهاد جنس های مختلف ترغیب می کنه که این رو هم بخر اسپشیال هسته! (به فتح ه و ت) كه وقتي بيرون مياييد مي بينيد كلي خريد كرديد كه اصلا تو برنامه تون هم نبوده، روحتون هم شاد شده. خلاصه ديگه يه طوري شده بود كه قصابي رو به خاطر سوپرماركت مي رفتيم.
چند وقت پيش گفتم يه سر برم اين سوپرماركت جديد نياوران برنج و قند و اين جور چيز ها بگيرم. داشت مي بست من هم بي خيال شدم رفتم يك سوپرماركت هندي پيدا كردم برنج رو خريدم. پریروز رفتم سوپرماركت نياوران براي اولين بار. انصافا خيلي تر و تميز و مرتب بود. كسي توش نبود، به فروشنده سلام دادم و اون هم گفت سلام بفرماييد و سرش انداخت به كار خودش. وسايلي كه مي خواستم رو برداشتم و برنج هم مي خواستم ولي ديدم چهار دلار گرانتر از هنديه داره ميده. موقع حساب كردن گفتم كه برنج هم مي خواستم ولي برنجت گرونه. من از هنديه اينقدر خريدم. برگشت گفت بريد از همون هنديه بگيريد! همينطوري خشكم زد و پشيمون شدم از همه چيزهاي ديگه اي كه خريده بودم! نتونستم بگم با اين رفتارت من ديگه اينجا نميام شايد مي گفت خوب نيا! بعدش خواست درست کنه گفت اون هندیه بقیه جنس هاش رو گرون می ده! من اصلا بهش نگفته بودم از کدوم هندیه خریده ام!!!
راستش قصدم ضد تبليغ نيست لیکن احساس کردم این تنها راه دادن فیدبک ناخواسته است! همون طور كه گفتم مغازه شيك و تر و تميز و مرتبي هستش و جنسش هم جوره، ولي از نظر رفتارشون با مشتری از دوستان هم تعريف بهتري نشنيده بودم. كسي كه ميره مغازه ايراني اولا دوست داره مغازه دار باهاش صحبت كنه، صم بكم نشينه اونجا. دوستاني كه قبلا از اينجا خريد كرده بودند مي گفتند كه از اين نظر راضي نبودند. یعنی احساس می کردند به اندازه کافی تحویل گرفته نشده اند. مشتری دوست داره احساس کنه وارد خاک وطنش شده، وقتي افغانيه مي گه این جنس رو اینقدر ارزونتر حساب می کنم چون همزبون هستید، بالاخره انتظار بیشتری از یک هموطن میره! خلاصه اینکه اگر با این دوستان رفیق هستید لطفا بهشون بگید که نزدیکی به محل زندگی ایرانیها لازم هست ولی کافی نیست. اگه به همین رفتارتون ادامه بدهید فقط مشتریهای بار اول از همه جا بی خبر رو جذب خواهید کرد و ملت بعد یک بار خرید دیگه میروند و پشت سرشون رو هم نگاه نمی کنند و شما هم در نهایت اعتقاد پیدا خواهید کرد که با ایرانیها نمی شه کار کرد! ایرانیها هموطن خودشون رو حمایت نمی کنند و ...، بدون اینکه یک نگاهی به استراتژیهاتون در نگهداری مشتری بکنید.
پی نوشت 1: همین سوپرمارکت نیاوران توی روزنامه ایرانی تبلیغ کرده و گفته که 99 دلار خرج کنید یک بسته زعفران نیم گرمی مجانی می دهد. خوب پسر خوب من که چهل دلار جنس داشتم می خریدم، چهل دلار هم که قیمت برنج بود، نمی تونستی بگی بیست دلار دیگه خرج کن یک زعفران هم بهت می دم!؟
پی نوشت 2: لطفا تجربه تون رو از خرید در اینجا به اشتراک بگذارید! شاید من زود قضاوت کرده باشم.
پی نوشت 3: یک رفتار خوب هم ازشون بگم. یک ماه بعد این پست, خانمم برای خرید به این سوپرمارکت رفته بود، به خاطر اینکه بچه بغلش بوده فروشنده پیشنهاد کمک برای بردن وسایل تا ماشین رو داده بود که جای تقدیر داره.
بیشتر از دو سال هستش که خدمات گرین آیلند رو با علی عزیز شروع کردیم و در این مدت تلاش ما بر این بود که استاندارد مناسبی را در پاسخگویی به مراجعه کننده ها چه از نظر زمان و چه از نظر کیفیت خدمات نگه داریم. به قول استیو جابز علیه الرحمه گفته بودیم که هر وقت نتونیم از عهده انجام مسئولیت ها بربیاییم خودمان کنار می کشیم و الان وقتش رسیده. الان که سارینا سر ما رو شلوغ کرده و سورن سر علی اینها رو، حتی زمانی برای اینکه دو تا پست توی وبلاگ بدهم پیدا نمی کنم، اگرچه هنوز هم سعی می کردیم روی قولمان باشیم و پاسخ ایمیل های گرین آیلند را زیر 24 ساعت بدهیم.

یکی دو تا آمار بدهم از فعالیتی که انجام شد. در این مدت حدود 350 نفر با ما تماس گرفتند و پاسخ دریافت کردند، رد و بدل شدن حدود 1400 ایمیل در این مدت یعنی اینکه ما بطور متوسط هر روز یک ایمیل دریافت کرده و پاسخ داده ایم. در ماه های اخیر کاهش قابل توجهی در تعداد ایمیل ها داشتیم که یا به دلیل کاهش تعداد کسانی که ویزا دریافت می کنند بوده و یا به دلیل این بوده که با افزایش تعداد هموطنان تقریبا هر کسی یک دوست یا آشنای دور یا نزدیک در اینجا دارد که بتواند ازش کمک بگیرد. دلیل آن هر چه که باشد نتیجه یکی است، تعداد کسانی که به کمک ما نیاز دارند خیلی کم است و ما از این بابت خوشحالیم.الان دیگه با چند سال قبل فرق داره، گروه های تخصصی که بوجود آمده اند، خیل عظیم ایرانیانی که در منطقه هورنزبی ساکن شده اند، حس امنیت لازم رو به مهاجران جدید می دهد.
از بعد تجاری قضیه نیز از همان ابتدا ما نرخ خدمات رو طوری قرار دادیم که از جیب خرج نکنیم، در واقع تجارتی در کار نبوده و بیشتر هدف دادن این دلگرمی به هموطنان بوده. همه ما روزهای اولی که آمدیم یادمان است که وقتی یک دلار خرج می کردیم برای ما به معنی 800 تومان بود، الان که بدتره، 1350 تومان، بنابراین کسی که از ایران میاد رو واقعا نمی شه خیلی شارژ کرد. اگرچه بعدا که میایند اینجا و می روند سر کار، دیگه سه دلار برای یک قهوه خیلی به چشم نمی آد! خلاصه کلام اینکه آنچه از گرین آیلند در عرض دو سال کسب کردیم در حد درآمد دو سه روز کار حرفه ایمان بوده است. باز هم می گویم چشمداشتی هم نداشتیم ، هدفی داشتیم که به نظرم بهش رسیدیم. ما به خاطر دوستان عزیزی که اینجا داشتیم، روزهای اول هیچ احساس غربتی نداشتیم و هدف از خدمات گرین آیلند این بود این امکان رو برای همه عزیزان مهاجر فراهم کنه.
در اینجا جا داره از همسرم که کمک های فکری و حمایت هایش همراه مان بوده تشکر کنم. از علی و همسرش منیژه و دوستانی که در این مدت در ملبورن و بریزبین و پرت ما را یاری دادند صمیمانه تشکر کنیم.
غیبتم طولانی شد، ولی اگه دلیلش رو بگم حتما حق می دهید. می گویندکه در دوره شاه عباس (یا یک شاه دیگه؟) شبی از شب ها ی ماه رمضان توپچی از در کردنِ توپ سحر خوداری کرد. امیر توپ خانه او را احضار نمود و با خشم از او پرسید: « چرا توپ در نکردی؟ » توپچی با خونسردی پاسخ داد: « قربان ، به هزار و یک دلیل ، اولش آن که باروت نداشتم دوم.........» امیر توپ خانه حرفش را قطع کرد و گفت : « دلایل دیگر لازم نیست ! »
خلاصه اینکه من باروت داشتم ولی وقتش رو نداشتم.
یکی اینکه فلونه تشریف فرما شدند. این هم عکسش:

دوم اینکه من یک سالی هستش که شروع به درس خواندن هم کرده ام. چون در یک شرکت مالی اعتباری کار می کنم برای اینکه دانش مالی ام رو بالا ببرم Master of Applied Finance شروع کرده ام. همزمان با کار خیلی اسان نیست درس خوندن، کل آخر هفته ها رو به خودش اختصاص می ده. حالا در این خصوص بیشتر در یک پست دیگه توضیح می دهم.
تا دخترم فعلا به کار خور و خواب و یک کارهای دیگه مشغوله من شاید یک مقدار وقت کنم یکی دو تا پست بدهم. ما اینجا دو هفته مرخصی پدرانه هم داریم که الان یک هفته از ان رو بدر کرده ام.
شاد باشید
دوست عزیزم ایمان افتخاری که هنوز از نزدیک زیارتشون نکرده ام ولی دورادور ارادت دارم در ملبورن برنامه مشابهی را برای آی تی کاران ایرانی برای فردا پنج شنبه سوم فوریه ترتیب داده اند که این لینکش است. اگر در ملبورن تشریف دارید و آی تی کار هم هستید از طریق این لینک اعلام آمادگی کنید و بروید:
http://events.linkedin.com/Iranian-Professionals-Australia-3rd/pub/545541
گروهی که ایشان در لینکدین درست کرده اند نیز این است:
http://www.linkedin.com/groups?about=&gid=3283890
پارسال در ماه جون یک قراری گذاشتم برای آی تی کارهای ایرانی مقیم سیدنی تحت عنوان گروه سایپر (Syper) که مخفف Sydney Persian IT Experts هستش و در LinkedIn در حال حاضر 113 نفر عضو داره. امسال نیز مجددا همایشی گذاشته ایم برای 28 ژانویه 2011 که من اطلاعات لازم را برای اعضای گروه فرستاده ام و در صورتیکه اطلاع نداشتید می توانید این لینک را مشاهده نمایید و درصورتیکه قصد شرکت در این همایش را دارید همانجا پاسخ دهید تا هماهنگی لازم برای محل انجام گیرد. تا الان 28 نفر اعلام کرده اند در همایش شرکت خواهند داشت بنابراین برگزاری این همایش قطعی است.
در این پست قصد داشتم در خصوص فعالیتهایی که می توانیم در این گروه انجام دهیم نکاتی را ذکر کنم و اگر شما نیز پیشنهادی برای استفاده بهتر از این گروه و همایش ها دارید لطفا دریغ نکنید. اهدافی که از نظر من در این گروه می توانیم برسیم به این شرح است:
1. اطلاع رسانی در خصوص رویداد های تخصصی. اگر دوستان از جلسات و سمینارهایی که اطلاع از آن می تواند برای دوستان فعال در زمینه آی تی مفید باشد اطلاع دارند لطفا آن خبر و لینک های مربوطه را در گروه به اشتراک بگذارند. مثل این کمپ دو روزه برنامه نویسی وب مایکروسافت که در ماه فوریه برگزار می گردد.
2. اطلاع رسانی در خصوص موقعیت های شغلی: اگر شرکتی که در آن کار می کنید در حال استخدام نیروی آی تی است لطفا در گروه آن را به اشتراک بگذارید. این اطلاع برای دوستانی که دنبال کار هستند خصوصا دوستانی که تازه وارد استرالیا شده اند بسیار مفید است. شاید این امکان برای همه وجود نداشته باشد که بعنوان معرف باشند برای کسی که از نظر فنی و اخلاقی شناختی ندارند لیکن برای کسی که تازه وارد استرالیا می شود دادن یک امکان مصاحبه نیز کفایت می کند.
3. کمک به تازه وارد ها. در گروه یک فراخوان برای کمک به تازه واردها زده ام که در این آدرس مشاهده می کنید. لطفا اگر کمکی می توانید بکنید در این محل اعلام آمادگی کنید و اگر کمکی نیاز دارید با کسانی که اعلام آمادگی کرده اند تماس برقرار کنید.
4. اطلاع رسانی های دیگر: معرفی مراجع فنی، و یا هر گونه اطلاعات مفید مناسب برای دوستان آی تی کار مقیم سیدنی می تواند در این گروه انجام گیرد.
5. همایش ها: هدف این همایش ها آشنا شدن بیشتر با کسانی است که در سیدنی در حرفه آی تی مشغول به کار هستند. این آشنایی ها احتمال اینکه در موقع نیاز بتوانید کمکی بکنید و یا کمکی دریافت کنید را بالا می برد. این هدف اصلی همایش ها از نظر من است. لطفا اگر پیشنهادی دارید اعلام کنید.
دوستانی که وبلاگی دارند و یا کسانی را می شناسند که ممکن است به این همایش علاقمند باشند لطفا در اطلاع رسانی کمک کنند.