یک نمایشگاه آثار هنری تجسمی از امروز پنج شنبه 29 اکتبر در مسیر ساحل Bondi تا ساحل Tamarama افتتاح شده است و تا 15 نوامبر ادامه دارد. اسم این نمایشگاه Sculpture by the Sea هستش. برای دیدن سایت نمایشگاه اینجا رو کلیک کنید. پارسال هم همین موقع ها بود که این نمایشگاه رو رفتیم و بسیار جالب و دیدنی بود. نکته ای که جالبه و در کشور ما مشاهده نمی شه کشاندن هنر به محل تفریح است که عملا شما در حین بازدید هم از طبیعت لذت می برید و هم یک مقدار به هنر علاقمندتر می شوید. اگر هوا هم یاری کند که عملا روز شما را ساخته است. صرف نظر از نمایشگاه این مسیر، بسیار زیباست و ارزش رفتن را دارد.

به اطلاع می رساند درهای اپراهاوس سیدنی در روز یکشنبه 25 اکتبر به روی علاقمندان گشوده خواهد شد و بازید برای عموم آزاد و رایگان خواهد بود. برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت رسمی اپراهاوس مراجعه نمایید.
همه اینها برای این بود که بگویم من تا یکی دو هفته اینترنت نخواهم داشت و فعالیتم محدودتر خواهد بود. پاسخگویی به کامنت ها هم انشا الله بعد از وصل شدن اینترنت انجام خواهد شد
گوش شیطان کر، ظاهرا اقتصاد اینجا داره یک تکونی می خوره. درصد بیکاری در ماه سپتامبر از 5.8 درصد به 5.7 درصد کاهش پیدا کرد. اطلاعات دقیق تر را از سایت مرکز آمار استرالیا مشاهده نمایید. از طرف دیگر بانک مرکزی استرالیا بر اساس شواهد و قرائن حس کرده که اوضاع خوبه و بهره بانکی را 0.25 درصد بالا برد و از 3 درصد به 3.25 درصد رساند که تاثیر آن روی وام خانه 300 هزار دلاری افزایش 40 دلاری در قسط ماهیانه خواهد بود(لینک). این اخبار و تحولات روی قیمت دلار استرالیا نیز شدیدا تاثیر گذاشته و نرخ برابری آن به 0.9 دلار امریکا (895 تومان) رسیده است. شاخص سهام نیز این یکی دو روزه حسابی بالا کشید. به هر حال انشا الله که این خبرها رو عزیزان مهاجری که الان دنبال کار می گردند بتونند اثرش رو حس کنند و هر چه سریعتر کار پیدا کنند.
یکی از راه های کم کردن هزینه ها در اینجا این است که برگه تخفیف یا به قول معروف Voucher داشته باشید. بعضا در صندوق پستی تان ووچرهایی از پیتزا دومینو و پیتزا هات پیدا می کنید که اگر استفاده کننده باشید به هر حال از قیمت عادی آن بسیار به صرفه تر در می آید. حالا اگر اهل رستوران رفتن و یا گردش باشید می توانید کتاب های Entertainment Book رو تهیه کنید که برای شهر ها و مناطق مختلف چاپ می شود و برای نمونه نسخه شمال سیدنی آن 65 دلار قیمت دارد بعلاوه شش دلار هزینه پست 71 دلار در می آید. این کتابچه تشکیل شده از ووچرهای رستوران ها و مراکز تفریحی مختلف. برای مثال ووچر های سیدنی آکواریم و برج سیدنی و سینمای IMAX و ... دارد که برای دو نفر در صورت داشتن این ووچر فقط کافیست یک بلیط بگیرید. شما دو جای تفریحی اینطوری از این کتاب استفاده کنید خرجش در میاد و بقیه جاها عملا سود می کنید. سود که چه عرض کنم به هر حال ترغیب می شوید خرج بیشتر بکنید ولی پایین تر از نرخ عادی می پردازید. ولی به هر حال برای کسانی که تازه مشرف شده اند تجربه این جاهای تفریحی غیر قابل اجتناب است. لازم بذکر است که ووچرهای این کتاب تا تاریخ 1 ژوئن اعتبار دارد.در کتاب مخصوص سیدنی یک چیزهایی در خصوص جاهای گشتنی شهرهای دیگه مثل گلد کست هم پیدا می شود. موارد موجود در کتاب رو از طریق سایت می توانید جستجو کنید.
بیشتر از یک ساله که این وبلاگ رو شروع کردم، اطلاعاتی که توی اینترنت پیدا می شد و یا از دوستان می شد کسب کرد توصیف کاملی رو ارائه نمی کرد. بیشتر وبلاگ ها هم در زمینه مراحل مهاجرت به استرالیا می نوشتند و خیلی نبودند کسانی که در مورد نحوه زندگی در استرالیا بنویسند و یا اگر بودند آن را با مسایل شخصی و روزمره خودشان قاطی می کردند و توی ایران با اینترنت موجود واقعا سخت بود خودتان را با این وبلاگ ها بروز کنید، در همان زمانی که ویزا اومده بود و فرصت سر خاراندن نداشتیم استارت این وبلاگ رو زدم تا از همان روزهای اول از تجربه های اینجا با یک دید توصیفی بنویسم. یک طوری که خواننده هام حس کنند که همینجا دارند زندگی می کنند. فیدبک های مختلفی گرفتم، بعضی ها تایید می کردند که به این هدفم رسیده ام، بعضی ها گفتند جو گیر شده ام وقتی مثبت نوشتم و بعضی گفتند چرا اینقدر از مسائل منفی اینجا می نویسم.
ایده اصلی بیان تجربه ها در همه مراحل زندگی است، به این ترتیب همیشه حرف نگفته ای وجود دارد و همیشه می توان این تجربه ها را انتقال داد تا دیگران همان تجربه را تکرار نکنند. الان یک نیاز دیگری رو هم حس می کنم. کسانی که میایند علاوه بر حمایت اطلاعاتی، نیازهای خاص خودشان را هم دارند. مسائل ساده ای مثل نیاز به کارت اعتباری برای رزرو هتل برای اقامت موقت در بدو ورود بدلیل عدم وجود زیرساخت های لازم در کشورمان به یک معضل برای مهاجرین تبدیل می شود. عدم شناخت از هتل ها و مراکز اقامتی برای هفته های اول نیز به صرف هزینه بیشتر برای اطمینان از یک حداقل سطح کیفیت و یا دل به دریا زدن و رزرو یک محل ارزان قیمت و در نهایت تبدیل روزهای اول اقامت به خاطراتی نه چندان شیرین منجر می گردد.
این نیاز به پشتیبانی در همه مراحل دیگر از جمله جستجوی خانه اجاره ای و ترخیص بارهای فریت شده و جستجوی کار و حتی تشخیص قدم بعدی ادامه پیدا می کند. واقعیت این است که این پشتیبانی از یک وبلاگ نویس برنمی آید. باید ساختاری ایجاد کرد که بتوان این حمایت رو به کسانی که نیاز دارند ارائه نمود و در کنار اون زندگی شخصی خود را فدای آن نکرد. به همین دلیل به همراه همسرم و تعدادی از دوستان وبلاگ نویس دیگر تصمیم به تعریف یک سری خدمات و هزینه های اونها کردیم و منجر شد به اینکه تحت عنوان خدمات گرین آیلند (Green Island Services) به ارائه آنها بپردازیم تا بتوانیم این آرامش خاطر رو برای کسانی که نیاز دارند فراهم سازیم.
این رویداد رو من پایان کار مهندس ارنست نمی بینم. مهندس ارنست به رسالت خود یعنی اطلاع رسانی ادامه می دهد ولی کسانی که این اطلاع رسانی را برای رسیدن به ارامش خاطر مورد نظرشان کافی نمی بینند می توانند از خدمات گرین آیلند استفاده کنند.
کسانی که در استرالیا زندگی جدید خود را شروع می کنند یک جورایی ناخواسته با این جمله برخورد می کنند: Terms and conditions apply و یاد می گیرند که به این جمله اهمیت بدهند چون بعدا احساس خواهند کرد که مورد کلاهبرداری واقع شده اند و دستشان به هیچ جایی بند نیست چون تنبلی کرده اند و Terms and Conditions را نخوانده اند.
در Gold Coast که بودیم یک اتفاق جالبی برایمان افتاد، یک جایی دیدیم زده بلیط Dream world برای دو نفر 20 دلار، Movie World برای دو نفر 40 دلار در حالیکه هر بلیط 70 دلار بود یعنی دو تا بلیط می شد 140 دلار. پرسیدیم این قضیه اش چیه؟ گفتند که این هدیه ماست به شرطی که شما توی یک Presentation که حدود 90 دقیقه طول می کشد شرکت کنید و برای اون باید از قبل رزرو کنید. گفتند ما یک شرکت خیلی بزرگ هستیم و کلی هتل عظیم داریم در اقصی نقاط دنیا و این شکلی تبلیغ می کنیم، به جای اینکه تبلیغ هایمان را بدهیم به تلویزیون، مستقیم سرویس هایمان را به ملت ارائه می کنیم. گفتیم رزرو می کنیم و می رویم فوقش زبانمان قوی می شود و یک صد دلاری کاسب می شویم.
اسم شرکت Wyndham Vacation Resorts Asia Pacific بود، توی اینترنت جستجویی زدم و دیدم ملت نوشته اند که این هدیه هایشان رد خور ندارد، می دهند اگر شما شرکت کنید توی ارائه شان، فقط اونجا شما رو با پیشنهادات وسوسه انگیز تحت فشار می گذارند که خرید بکنید. ما هم تصمیم گرفتیم که خریدی نکنیم و رفتیم در زمان رزرو شده، از حق نگذریم شرکت عظیمی بود و برای هر زوج یک نفر مخ زن اختصاص داده بودند که تقریبا دو ساعتی مخ ما رو کار گرفت و علم مان اضافه شد، بلیط هایمان را گرفتیم و آمدیم.
حالا داستان چی بود؟ صحبت این بود که شما فکر می کنید خرید خونه بهتره یا اجاره آن، مسلما خرید بهتره، چون انگار اجاره رو دارید میریزید دور، حالا برای رفتن به تعطیلات هم می گفتش که پس بهتره جایی که برای تفریح می روید اقامت کنید برای یکی دو هفته در سال متعلق به خودتان باشد. می گفت مثلا اگر 2000 دلار در سال برای تفریح خرج می کنید در چهل سال آینده می شود 80 هزار دلار، شما بیا 16 هزار دلار بده و مثلا شش هزار تا امتیاز در سال بخر از ما، با این امتیاز ها می تونید جاهایی را که متعلق به شرکته که در اصل شما توش شریک هستی رزرو کنی و بری حالش رو ببری، یک جایی یک هفته 6 هزار امتیاز می خواهد که برای انجا شما می تونید یک هفته رزرو کنید یک جایی هم هفته ای 3 هزار امتیاز می خواهد که می تونید با شش هزار امتیازتون دو هفته رزروش کنید. خلاصه این امتیازهاتون رو هر طوری دوست دارید خرج کنید، خونه خودتونه
فقط یک چیزی رو یادتون باشه، وقتی خونه خودتونه، خونه خرج داره، تعمیرات، نگهداری، هزینه های جاری و غیره که بابت هر شش هزار امتیاز خرج اون هم تو مایه های ششصد دلار در سال می شه، زحمت اون رو هم می کشید و پرداخت می کنید، می گفتش ما فقط این هتل ها و محل های اقامت رو فقط مدیریت می کنیم و گرنه مال شماست.
حالا ما رو دیدند که خیلی شرایط این رو نداشتیم که برای چنین چیزی خرج کنیم پیشنهادهاشون را رو نکردند و گرنه به نظر می رسید که کسانی رو که ریاضی شون ضعیفه خیلی خوب می تونند قانع کنند و بنا بر تجربه یکی از دوستان یک قراردادی می بندند که مو لای درزش نمی ره و بعدا هم بخواهید بگید غلط کردم نمی خواهم دیگه، کلی باید ضرر بدهید. اگر یک موقع به چنین موارد مشکوکی برخورد کردید حتما از اینترنت برای خواندن مطالبی از قربانیان دیگر! استفاده کنید.
خیلی هم بدبین نباشید. به هر حال ما صد دلار رو کاسب شدیم.
یکدفعه ای تصمیم گرفتیم یک هفته به خودمون مرخصی بدهیم برویم ایالت Queensland و یک هفته ای در Gold Cost باشیم و شاید یک سر هم به Brisbane بزنیم. البته قیمت های خوبی هم برای محل اقامت می شد پیدا کرد یک جاهایی 50 درصد تخفیف تا پایان آگوست گذاشته بود که در کل خوب در می آید. فردا راهی هستیم یک ده دوازده ساعت رانندگی باید بکنیم.
دوستان کوئینزلندی توصیه خاصی اگر برای ما دارند لطفا دریغ نکنند.
چند وقت پیش یک جایی دور و بر مرکز خرید هورنزبی توی محلی که ایستگاه تاکسی بود و توقف ممنوع یک دقیقه و فقط یک دقیقه ماشین رو پارک کردم، دور و برم رو نگاه کردم مامور نباشه سریع رفتم از ATM پول گرفتم و حواسم هم بود که کسی دور و بر ماشین مشغول جریمه نوشتن نباشه، یک هفته بعد یک نامه از شهرداری هورنزبی دریافت کردم که بابت اینکه توی فلان روز از ساعت 10:15 تا 10:16 در محل ایستگاه تاکسی پارک کرده ام باید 135 دلار جریمه رو به حساب شهرداری هورنزبی واریز کنم.

جالب اینجاست که توی یک محل توقف ممنوع معمولی پارک کرده باشید جریمه حدود 80 دلار هستش. شانس من بود که تو ایستگاه تاکسی پارک کرده بودم. توصیه من اینه که هیچ وقت به هوای اینکه همه توی توقف ممنوع پارک کرده اند پارک نکنید چون احتمالا جریمه می شوید. یک جاهایی هم می بینید تابلوی Ticket Parking داره باید به اندازه ای که می خواهید بمانید از دستگاه هایی که دور و بر هست Ticket تهیه کنید و بگذارید روی داشبورد، باز هم به حساب اینکه بقیه این کار رو نکرده اند ریسک نکنید. اگرچه این جور جاها ساعتی1 تا 5 دلار باید پرداخت کنید به هر حال بهتر از 80 دلاره.
یک موضوع جالب رو هم بگم. تابلوهای بعضی از این پارکینگ های خیابان ها نیاز به تفسیر و سوزاندن فسفر داره. مثلا زده Ticket Parking از ساعت 8 صبح تا 10 شب روز های دوشنبه تا جمعه. بعد شما نمی دانید حالا خارج از اون ساعات توقف ممنوعه یا پارکینگ مجانی! جالبه که دستگاه خودپرداز پارکینگ به زور هم پول اضافه رو از شما قبول نمی کنه که لاجرم کشف می کنید که خارج از اون ساعات در صورت نبود تابلوی توقف ممنوع پارکینگ مجانی است.
یکی دو هفته پیش هم اعلام شد بر اساس آمار خرید و فروش خانه، نشانه های بهبود اقتصاد تا پایان سال میلادی جاری قابل رویت خواهد بود. یکی دو روز پیش هم در روزنامه Financial Review خبر از بهتر شدن اوضاع کار داده بود. خبر این بود که نرخ بیکاری در ماه جولای در مقایسه با ماه جون بدون تغییر در 5.8 (پنج و هشت دهم درصد ) باقی ماند. قبلا پیش بینی می شد نرخ بیکاری تا پایان سال 2010 به حدود هشت و نیم درصد برسد. آخرین آمار بیکاری از سایت اداره آمار استرالیا را از اینجا ببینید. تفسیر این بود که شرکت ها با توجه به نشانه های بازیافت اقتصاد تصمیم به حفظ نیروهای خود گرفته اند. البته به نظر من باید این واقعیت رو در نظر گرفت که همیشه ماه های جولای، آگوست و سپتامبر اوضاع کار نسبت به ماه های دیگر سال بهتر است. بنابراین به نظر من مثبت بودن طبیعی ماه جولای است که رویه منفی موجود رو بطور موقت خنثی کرده و به این ترتیب برای ماه های آگوست و سپتامبر هم بعید نیست که نرخ بیکاری ثابت بماند.
در هر صورت امیدوارم که هر چه زودتر وضعیت بازار کار اینجا سر و سامان بگیرد و کسانی که در آینده نزدیک عازم استرالیا هستند از این استرس مضاعف رهایی یابند.



